آنچه راجع به زندگي فردي و سياسي و اجتماعي حيدرثاني آقا سيد مجتبي حسيني خامنه اي د ظ ع فهم و انتشارش در سطح جامعه کلان امروزي لازم و واجب است
رهبر انقلاب حضرت آيت الله خامنه اي هم اکنون داراي6فرزند هستند. نام دخترانشان بشري و هدي، و نام فرزندان پسرشان سيد مصطفي، سيد مجتبي، سيد مسعود و سيد ميثم است. دو تن از فرزندان پسر ايشان8سال در جبهه هاي جنگ ايران و عراق حضور داشتند. يکي از دختران ايشان همسر فرزند آيت الله محمدي گلپايگاني استا که ضمن آراستگي به لباس شريف روحانيت و علم دين در دانشگاه هاي کشور نيز به تدريس متون حقوقي به زبان فرانسه اشتغال دارند و دختر ديگر ايشان همسر فرزند آيت الله باقري کني از اساتيد دانشگاه امام صادق (ع) است.سيد مصطفي فرزند بزرگ ايشان با دختر آيت الله خوشوقت ازدواج کرده است. سيد مجتبي داماد دکتر غلامعلي حداد عادل است. سيد مسعود نيز با فرزند آيت الله خرازي و خواهر صادق خرازي ازدواج کرده است. سيد ميثم کوچک ترين فرزند ايشان نيز به ازدواج دختر آقاي لولاچيان از بازاريان متدين در آمده است.
: در اين مقال با توجه به هجمه گسترده ضد انقلاب عليه فرزند دوم رهبر انقلاب به واکاوي شخصيت سيد مجتبي خامنهاي و سناريوهاي ساختگي براي ايشان ميپردازيم.
وقت ايشان يا به مطالعه فقه و فقاهت ميگذرد يا به عبادت
غلامعلي حدادعادل، رئيس سابق و نماينده فعلي مجلس – پدرزن مجتبي خامنهاي – در سال1391در مصاحبه با نشريه پاسدار اسلام درباره شخصيت سيد مجتبي چنين ميگويد: «ميدانم که آقا مجتبي هرگز راضي نيست من درباره او صحبتي بکنم و سخني بگويم و خودش هم هرگز درباره خودش کمترين سخني به زبان نميآورد و از خود در برابر تهمتها و اهانتها، دفاعي نميکند. اما ميدانم که سالهاست در قم درس خارج تدريس ميکند و اوقات خود را در منزل يا به مطالعه فقه و فقاهت ميگذارند يا به عبادت. پس از شلوغيهاي بعد از انتخابات سال88، جواني بود که من او را ميشناختم و شنيدم که او هم در اين قضايا و در تظاهرات و اعتراضات و کارهاي پشت صحنه بسيار فعال است. يک روز با او قرار گذاشتم و به دفتر من آمد و با او صحبت کردم و گفتم: اين حرفهايي که زده ميشود و اين ادعاي تقلب در انتخابات، کلاً دروغ است و من اگر مطمئن نبودم، وارد ميدان نميشدم. از ميان اين حرفهايي که در سايتها و خيابانها و تلويزيونهاي خارجي ميزنند، دروغ بودن يکي را خيلي راحتتر ميتوانم به تو اثبات کنم و آن حرفهايي است که راجع به آقا مجتبي ميزنند. ميخواهي همين الآن و بدون قرار قبلي، دست تو را بگيرم و به منزل دخترم ببرم و بگويم مهمان دارم و تو ببيني که آقا مجتبي با40سال سن چه طوري زندگي ميکند؟ بيا برويم تا ببيني که زندگي ايشان به مراتب از زندگي يک کارمند متوسط شهرستاني سادهتر است و آپارتماني که ايشان دارد با هيچ يک از خانههاي اين آقاياني که خودشان را وسط انداخته و ادعاي تقلب را ساختهاند قابل مقايسه نيست. شما حتماً اين شايعه را شنيدهاي که5. 1ميليون پوندي که بانکهاي انگليس مسدود کردهاند، متعلق به آقا مجتبي است! يا داستان کاميون پر از شمش طلا را که به ترکيه رفته و گفتند متعلق به ايشان بوده است، حتماً شنيدهاي. اثباتش کاري ندارد. سرزده و همراه هم ميرويم و زندگي آقا مجتبي را ببيني. البته آن جوان حرفم را قبول کرد، چون مرا ميشناخت و گفت: ميدانم اين حرفها دروغ است.»
نگاه و بينش ايشان جامعا با رهبري همگون و همسوست
فريد حداد عادل نيز درباره تفکر و ديد سياسي آقا مجتبي در سالنامه مثلث ميگويد: «ايشان نگاه و بينشش جامعا با رهبري همگون و همسو است. هر جا تکليف باشد و دستور رهبري، ايشان به وظيفه خود عمل ميکنند. ايشان به اين شکل فعاليت سياسي ندارند. ايشان خيلي درس ميخوانند و خارج فقه تدريس ميکنند و در کار خود نيز موفق هستند و خيلي پيچيدهتر از دروس متداول درس خارج طرح مطلب ميکنند.»
نبايد از خاطر برد که بسياري از طلاب حوزه علميه قم بارها فرزندان مقام معظم رهبري را ديدهاند که بر خلاف نوه و فرزندان ديگر مسئولين نظام بدون هيچ تشريفاتي، البتهگاه با يک محافظ در سطح فيضيه يا ديگر مدارس علميه شهر مقدس قم به درس و بحث و تدريس مشغول هستند و به سادگي و با فروتني در بين مردم به رفت و آمد ميپردازند. طلاب گرانقدر که هر يک متعلق به يکي از مناطق دور و نزديک اين کشور هستند همچون رسانهاي فراگير، مشاهدات خدشه ناپذير خود را به گوش اقوام و دوستان و مريدان خويش در همه نقاط ايران رساندهاند.
من نه انگشتر ميخوام و نه ساعت و نه چيز ديگري!
دکتر غلامعلي حداد عادل پدر همسر سيد مجتبي، درباره عروسي آقا مجتبي خامنهاي نکات مختلفي را در اشراق انديشه گفته است ولي آن بخشي از عروسي ايشان که نشان از حساسيت اين بزرگوار نسبت به داشتن زندگي ساده همانند پدر دارد اين بخش از ماجراست: «قبل از خريد بازار پسر آقا گفت: «من نه انگشتر ميخوام و نه ساعت و نه چيز ديگري.» آقا گفتند: خوب نيست. من هم گفتم: «حداقل يک حلقه بگيرند.» اما آقا فرمودند: «من يک انگشتر عقيق دارم که يکي براي من هديه آورده، اگر دخترتان قبول ميکند، من آن را به ايشان هديه ميدهم و ايشان هم به عنوان حلقه، به مجتبي هديه دهد.»
قبول کرديم و انگشتر را گرفتيم و بعد به آقا مجتبي داديم. کمي بزرگ بود. به يک انگشترسازي برديم تا کوچکش کند و خرجش600تومان شد. خلاصه خرج حلقهيداماد600تومان شد! »
توقعاتشان از يک رزمنده عادي هم کمتر بود
علي فضلي، از فرماندهان ارشد سپاه – فرمانده قرارگاه مرکزي راهيان نور ـ اما روايتش از مجتبي خامنهاي در–کتاب خورشيد در جبهه اين است: «توفيقي بود که مدتي را در لشگر سيدالشهدا محضر برادر بسيار بزرگوارم آقا «سيد مجتبي» بوديم. ايشان مقطعي را که در لشگر سيدالشهدا بودند به من توصيه کردند که من را به عنوان آقاي حسيني خطاب کنيد، چون ما براي اداي تکليف و براي انجام وظيفه به اينجا آمدهايم نه براي نام و عنوان و فخر عرضهي. ويژگيهاي زيادي ما از ايشان در آن مدت ديديم، توقعشان همانند يا کمتر از توقعاتي بود که ساير رزمندگان داشتند، هيچگاه نديدم چيزي بيشتر از ديگر رزمندگان بخواهد و يا حتي اشارهاي بکند، بلکه کمتر از آن را قانع بودند. سعي بر اين داشتند که در جاهايي که فرصت خطر بيشتري هست حضور داشته باشند و در مکانهاي امن تعيين شده نباشند. رفت و آمد و سرکشي به خط مقدم را هميشه جزو مبناها و ملاک خودشان قرار ميدادند، به موقع با بچهها شوخي و مزاح هم ميکردند، در مورد اقامه نماز يک ويژگي خاصي داشت، سعي داشت هنگامي که جماعت نبود نماز خود را در جاهاي خلوت و تاريک که افراد کمتر حضور داشتند به جا آورد. ما آنجا چادرهاي زيادي داشتيم، اما ايشان براي نماز و راز و نياز، چادرهاي پرت و دور را انتخاب ميکرد. اين حالت در طول مدتي که ايشان در لشگر بودند تکرار ميشد و کار يک بار و دو بار نبود. بزرگواري خاصي در ايشان بود.»
ابتدا اتهامات سياسي با فرضيه سازيهاي ساده لوحانه
نام سيد مجتي خامنهاي را اول بار مهدي کروبي در جريان انتخابات نهم رياست جمهوري در عرصه سياسي کشور مطرح نمود. وي در نامهاي خطاب به مقام معظم رهبري اين گونه نوشت: «در عين حال کماکان خبرهايي در مورد فعاليت ايشان [سيد مجتبي خامنهاي] به نفع يکي از کانديداها – که سه روز قبل از انتخابات ناگهان ستاره بخت او افول کرد و عنايتها به طرف فرد ديگر سرازير شد – و حتي رفت و آمد به ستاد انتخاباتي آن کانديدا در دسترس قرار گرفت. حضرتعالي به خوبي واقف هستيد که دخالتهاي نسنجيده اطرافيان برخي از مقامات روحاني و سياسي در سالهاي گذشته تبعات منفي فراواني براي کشور و نظام داشته است و لذا اينجانب از سر اخلاص، احترام و دلسوزي از جنابعالي تقاضا ميکنم اجازه ندهيد تجربه ديگري به تجربههاي تلخ گذشته اضافه شود.»
به رغم نگارش چنين نامهاي تا چهار سال بعد، آن هم پس از اعلام نتايج انتخابات دهم، بحثي به آن شکل درباره فعاليتهاي سياسي سيد مجتبي در محافل عمومي مطرح نگرديد. روند حوادث، البته واهي بودن توهمات کروبي در حصر گزارشهاي مقام معظم رهبري به دليل يکنواختي محيط پيراموني ايشان را به اثبات رسانيد. بر فرض صحت خبر حضور و فعاليت سيد مجتبي خامنهاي در ستاد يکي از کانديداها _ که هيچ گونه تصوير يا گزارشي از آن تاکنون منعکس نشده است–صرف وجود نظر شخصي براي فرزندان يک شخصيت سياسي عيب به حساب نيامده و خلاف قانون تلقي نميشود مانند آنچه که درباره حمايت سيد احمد و بيت امام از بني صدر و ميرحسين موسوي نقل ميشود.
آغاز خط گسترده تخريب در تابستان88
با آغاز شورشهاي خياباني حاميان کودتا، موارد ديگري نيز بر ضد سيد مجتبي خامنهاي در سطح فضاي مجازي مطرح گرديد مانند دستور برخورد با اوباش توسط او و… که نيازي به بحث و بررسي آن به چشم نميخورد. نکته اينجاست که به رغم طرح اتهامات اقتصادي و سياسي بر ضد ايشان، شعار خاصي بر سر زبان پياده نظام فتنه تکرار شد که وجود پشتوانه خاص و تحليل استراتژيک پشت اين نوع ماجراها را دور از باور نميسازد.
از مالکيت ايرانسل تا عرضه نفت قاچاق به انگليس
بسياري از مردم تا کنون اين مسئله را شنيدهاند که مقام معظم رهبري بر خلاف برخي شخصيتهايي که خود را تالي تلو ايشان ميدانند فرزندان خويش را از هر نوع فعاليت اقتصادي بر حذر داشتهاند. آيا اين مسئله صحت ندارد؟!
نام برخي از کارخانهها و شرکتها نيز در افواه عموم به اسم اين افراد ثبت گرديده و به عنوان مصاديق نفوذ و گستره خيزشهاي اقتصادي آنان بيان ميگردد. با کشف تقلب! در انتخابات سال هشتاد و هشت، فعاليتها و حتي مفاسد اقتصادي سيد مجتبي خامنهاي نيز به يک باره کشف گرديد و بر سر زبانها افتاد. براي اثبات اين اتهامات، دو مصداق بيشتر از همه مطرح شد. يکي امتياز خطوط ايرانسل بود.
با روي کار آمدن دولت نهم، دعواهاي حقوقي بين وزارت ارتباطات با اين شرکت نيز همواره در همين راستا تلقي ميگرديد. در جريان فتنه اخير نيز استفاده گسترده آشوب طلبان از هزاران سيم کارت ارتباطي بينام و نشان اين شرکت براي دامن زدن به اغتشاشات، نام ايرانسل را در رديف متهمان کودتاي مخملي قرار داد. به منظور احترام به صاحبان اين شرکت لازم ميدانم توضيح دهم که هيچ اتهام اقتصادي يا سياسي درباره ايرانسل تا کنون به اثبات نرسيده است.
اما اتهام دوم مفاسد اقتصادي سيد مجتبي خامنهاي، فروشرسانی نفت قاچاق به خانواده سلطنتي انگلستان بود. عظمت اين اتهام دهان پرکن، توجه بسياري را به خود جلب نمود. اين روابط پر مفسده نيز از زمان آیندهي اثبات تقلب! در انتخابات در فضاي مجازي با آب و تاب روايت گرديد. گذشته از منبع اين خبر که در جاي خود مورد بررسي قرار ميگيرد، بسياري از تحليل گران بر اين نکته اتفاق نظر داشتند با آنشناختي که از عمق خصومت دشمنان مقام معظم رهبري وجود دارد اگر کوچکترين مدرکي در اثبات اين نوع دعاوي در دست مدعيان بود در زمان حاضر در کوره دهاتهاي اين مرز و بوم نيز ميشد ادیشناي از آن را پيدا نمود!
حالا نوبت زندگي خانوادگي سيد مجتبي است
شايعات درباره ايشان از هر جنس و نوعي که باشد ديگر خيلي متعجبمان نميکند. شايد شنيده باشيد که مجتبي خامنهاي به دليل بدرفتاري با همسرش طلاق گرفته است. فريد حداد برادر همسر آقا مجتبي خامنهاي درباره خلق و خوي ايشان با همسرشان چنين ميگويد: «ايشان اخلاقيترين فردي است که من در طول عمرم ديدهام. در اين13ـ12سالي که با ايشان هستم هيچ وقت صداي بلند يا کلمهاي خلاف ادب از وي نشنيدهام. هيچ وقت نشد که خواهرم از ايشان نزد ما گله کنند. هيچ زمان هم منزل آنها خشک، تلخ و بيروح نبوده است. همانطور که ميگويد و ميخندد و با بچهها و جوانان معاشرت ميکند به همان اندازه جدي، پرکار و پرتلاش و درسخوان است. معمولا تا دو سه نيمه شب مطالعه ميکند. بسيار اهل مطالعات مذهبي و اخلاقي است. در به کار بردن الفاظ و اظهارنظر در مورد اقوال و اعمال افراد بسيار دقيق است. در مورد بدترين دشمنانش هم منصفانه حرف ميزند.»
سفر از کشور صاحب دانش ناباروري به کشور بيدانش!
حداد عادل در ويژه برنامه هميشه بيدار در اصفهان به بخشي از شايعات پيرامون زندگي و شخصيت سيد مجتبي خامنهاي، اشاره کرد: «در فتنه88گفتند يک کاميون حاوي شمش طلا متعلق به آقا مجتبي خامنهاي از کشور خارج شده است و در گمرک ترکيه متوقف شده، بايد از خود بپرسيم چرا اين حرف مطرح ميشود؟ آنها ميخواهند بگويند ولايت فقيه هم مانند ديگران است و هدفشان جدايي ملت از ولايت است. گفته شد براي اينکه آقا مجتبي خامنهاي صاحب فرزند شود او و همسرش در يکي از بيمارستانهاي لندن يک ميليون پوند خرج کردهاند، ولي من به آنها ميگويم بچه آقا مجتبي، نوه بنده هم است و براي به دنيا آمدن نوه من نه کسي به خارج رفته نه پول زيادي خرج کرده است، نوه من در يکي از بيمارستانهاي تهران با مبلغ500هزار تومان به دنيا آمده و دکتر او هم همين خانم مرضيه وحيد دستجردي بوده و پرونده اين عمل هم در بيمارستان موجود است.»
درباره اين خبر که سيد مجتبي براي عمل به خارج از کشور سفر کرده بايد بيشتر صحبت کرد. در کشوري که يکي از5کشور درمان نازايي در دنيا بوده است چگونه عقل سليم به خود اجازه ميدهد که اينگونه فکر کند رهبري فرزندش را براي معالجه به انگلستان فرستاده است. همچنين ذکر اين نکته ضروري است که کشور انگلستان در درمان ناباروري هيچ تکنولوژي و دانش توسعه يافتهاي ندارد و بسياري و از کشورهاي ديگر اروپايي در اين مساله از انگليس پيشتازترند اين نکته اين فرضيه را ذهن يقينيتر ميکند که خالق اين خبر اصلا به خود زحمت تحقيق درباره کشوري که ميخواهد شايعهاش را بسازد نداده است يا اصلا به خود زحمت تحقيق درباره خبر را نداده است.
داستان طراحي شده ديگري که در کتاب خاطرات تازه انتشار یافته پرويز ثابتي نفر دوم ساواک و بسياري از رسانه هاي معارض جمهوري اسلامي نيز به آن پرداخته شده؛ ماجراي کانتينر طلايي است که توسط ترانزيت ترکيه کشف و مالکيت آن را با سيد مجتبي خامنهاي ميدانند. ثابتي و ديگر دوستان رسانهاياش بدون توجه به فيلمي که دولت ترکيه مدعي است از کاميون حامل طلا و دلار متعلق به سيد مجتبي در خاک ترکيه گرفته؛ مالکيت اين طلاها را به عهده سيد مجتبي ميداند در حالي که خود تلويزيون ترکيه صاحب اصلي اين ثروت باد آورده را فردي به نام اسماعيل صفاريان معرفي ميکند، و اسناد و مدارک آن را هم در تلويزيون ملي ترکيه رو ميکند. حالا تلويزيون ترکيه از اين کار چه نيتي را دنبال ميکند جاي بحث در اين مقال نيست ولي مساله جالب توجه جايي است که رسانه هاي غربي با عنايت به عدم دسترسي مردم عزيز کشورمان به شرح صحيح اقدام به انتشار چنين گزارشها نویني ميکنند و ميدانند که با انتشار حجم وسيعي از اطلاعات نادرست و ناصواب بلاخره اگر نتوانند ذهنيت مردم را نسبت به رهبري و خانوادشان عوض کنند ولي مي توانند آنها را دچار سوالات و شبهات ناجواب فراوان کنند که اين خود مقدمه تغيير نگرش در افکار عمومي محسوب ميشود.
البته بايد توجه داشت که براي انتقال ميزان طلاي ادعايي- 18?5 ميليارد دلار طلا – حداقل به 6 کاميون از نوعي که در عکس موجود است احتياج است. ولي چرا در فيلم تلويزيوني فقط يک کاميون ديده ميشود و خود دولت ترکيه و پرويز ثابتي هم ادعاي کشف يک کاميون را دارند جاي تعجب دارد.
موافق، همراه يا گوينده؟!
عليرضا نوريزاده، روزنامه نگار و فعال سياسي در لندن هم در سپتامبر2010چنين نوشت: «او [خامنهاي] مأموريت الهي دارد که اگر به سهولت تحقق آن ميسّر نشد، آقازاده نجيب و لايق و صاحب کرامتش سيد مجتبي و پس از او نوادگان و نتيجهها و نبيرهها و نديدهها… ولايت امر را در دست خواهند گرفت. در باب اين مشکل که اگر قرار بود ولايت موروثي باشد که شاه را داشتيم و وليعهدش اتفاقاً در بين مردم محبوبيت داشت و حداقل ريخت و قيافه و رفتار و منش و افکارش با انتظارات و خواستهاي نسل جوان ايران هماهنگي دارد. در عين حال حسن آقاي خميني نيز هست که هم از سيد مجتبي باهوشتر و درس خواندهتر است و اهالي ولايت اصلاحات نيز روابط بسيار نزديکي با او دارند و هم قد و قامت و بر و روئي دارد که او را سر و گردني از سيد مجتبي بالاتر قرار ميدهد.»
نگارنده به هيچ وجه قصد نسبت دادن اين گونه حملات به فرزند رهبري را، به هيچ يک از جريانات سياسي مخالف و بد سليقه داخلي را ندارد ولي چرا آقاي نوريزاده براي بالا بردن جايگاه و شانيت جرياني خاص در جبهه اصلاحات متوسل به تخريب چهره سيد مجتبي ميکند؟ آيا نميتوان برخي رگههاي ترس و وهم خود ساخته را در اين جريان ديد. اين احتمال شکل گرفته در ذهن نويسنده اين سطور از دادهها نوین عجيب و غريبي است که در اينباره از بانيان جبهه داخلي معارضه با جمهوري اسلامي دريافت کرده است. در روزهاي گرم تابستان88جناب محمد هاشمي در اقدامي عجيب در حرم امام رضا و در صحن گوهرشاد اقدام به صحبت خود جوش درباره اتفاقات پس از انتخابات کرده و عامل اصلي چنين پيشامدي را متوجه شخص سيد مجتبي خامنهاي معرفي ميکند. اين اقدان عجيب در حالي صورت ميگيرد که ايشان بدون ارائه هيچ سند مدرک و استدلال منطقي و عقلاني چنين حرکتي را به فرزند رهبري منصوب ميداند.
مصطفي تاجزاده، معاون سياسي وزارت کشور در دولت موسوم به اصلاحات و عضو شوراي مرکزي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ـ زنداني سياسي ـ هم در دي ماه1390مينويسد: «مجتبي خامنهاي شخصا پيگير پرونده من و همسرم است و قوه قضاييه و ديگران نقشي در اين پرونده ندارند و تمامي فشارهاي وارده به خانواده ما خواست مستقيم مجتبي خامنهاي است.»
محسن مخملباف از فيلم سازان دهه60و70سينماي ايران که الان به کمپ معاندين انقلاب اسلامي پيوسته در يک داستانپردازي خيالي ديگر درباره سيد مجتبي خامنهاي مينويسد: «او متولد1348 [است]. علاقه شخصي دومين فرزند [آيتلله] خامنهاي غير از سياست و اقتصاد به اسب سواري است. طوري که براي سوار شدن بر اسب مورد علاقهاش براي زمانهايي که در وکيل آباد مشهد است، اسب او را با هواپيما330به مشهد ميبرند… وصلت با فرزندان [آيتلله] خامنه-اي، نوعي مشارکت در قدرت ايران است. به همين سبب ازدواج ناشي از عشق اوليه، تقريبا در خانواده [آيتلله] خامنهاي منتفي است. مجتبي مدتي با همسرش بر سر بچه دار نشدن دچار اختلاف بود و حتي علاقمند بود تا زن ديگري را اختيار کند تا اينکه راه چاره معالجه در لندن تشخيص داده شد.»
فروزانفر يکي از نوههاي خواهر رهبري که با افتخار خود را از براندازان نظام اسلامي معرفي ميکند در مصاحبه با نيک آهنگ کوثر يکي ديگر از فراريان مقيم خارج درباره نوشتههاي مخملباف ميگويد: «چيزهايي که اظهار داشته بودند، تعداد اسبها و داراييهايي که گفته بودند، هيچ ارجاعي نداده بودند. من ميتوانم با تخيل خودم چيزهايي را در مورد آقاي هاشمي رفسنجاني بنويسم. خود من در طول بيست سال، اين ابعاد را نديده بودم. انتقادم هم در آن مقطع مطابق گزارش آقاي مخملباف اين بود که چنين گزارشهايي به پتانسيل جنبش سبز آسيب وارد ميکنند.…آن شکل بچهگانهاي که اقاي مخملباف ليست کرده بود دانه دانه… ليست عصاهاي آقاي خامنهاي را گذاشتند و يکي يکي قيمتگذاري کردند. فضا را به اين سمت بردن ما را به جايي نميبرد.»
سکوت رسانهاي در مقابل هجمه توپخانهاي
حجت الاسلام بجاني در جلسه هم انديشي جوانان حزب اللهي در پاسخ به سئوالي در مورد فرزند دوم مقام معظم رهبري، با انتقاد از کوتاهي خواص گفت: هجمه به آقا مجتبي فقط براي ضربه زدن به ولايت است. دشمنان براي از پاي در آوردن خيالي خود ميخواهند ايشان (سيد مجتبي) را در زير خمپارههاي جنگ نرم قطعه قطعه کنند.
جريان انحرافي نيز آغاز گر اين مرحله از فتنه است. سال88نام سيد مجتبي در بخشي از فتنهها براي هجمه مورد تخريب قرار ميگرفت اما در اين فتنه که از بهارش پيداست در تيررس هجمههاي ناجوانمردانه قرار دادهاند.
من نميدانم چرا برخي از بزرگان ساکتند؟ اين خود بخشي از فتنه92است اول فتنه با اين همه از ساکتين فتنه؟ آيا بايد حضرت آقا چيزي بگويند؟ دشمن توپخانه خود را دقيقا متوجه سيد مجتبي خامنهاي کرده است. صداي آمريکا، بيبي سي، من و تو، منافقين و دهها شبکه ماهوارهاي ديگر خمپاره اندازها و توپخانههايشان ايشان را ميزنند و ما نظاره گريم؟ آنان آنقدر حرفهاي عمل کردهاند که برخيها نيز تحت تاثير قرار گرفتهاند.
.نويسنده و محقق:کيوان گيتي نژاد-حيدري
جدیدترین اطلاعات و تغییرات مربوط به مجتبي در این گزارش ارائه شده است.
در این مطلب اطلاعات، جزئیات و نکات مرتبط با نگاهي و بياني متفاوت و جديد از زندگي فردي اجتماعي و سياسي فرزند بررسی شده است.
این موضوع به دلیل اطلاعات و کاربردهای مرتبط، مورد توجه کاربران قرار گرفته است.
برچسب:
نویسنده: آرتین نجفی